دلم فرو آویخته‌ست از خموشی آشفته‌ات...

.

تا تو بیایی

با خود می‌برد این توسن سوسنی

گل‌های سرخ دلخوشی‌ام را

از میان سوزنی‌های مادر.

.

تا تو بیایی 

و به آوازی عاشق کنی

مرگی را که می‌تازد میان کوچه‌های شهر...

 

.

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاک

درود بر شما وبلاگ مفید و زیبایی دارید... ضمن تبریک و خسته نباشید شما را دعوت می کنم از وبلاگ "دلتنگی های یک مشت خاک/ یادداشت ها و اشعار آرش سیفی (خاک) " دیدن کنید و نظرتان را در مورد تبادل لینک بفرمایید... بی صبرانه منتظر حضورتان هستم.... بدرود

tiam

سلام فروز. داستان این رفتن و برگشتن چی بود که ما رو گرفتار کرد؟

مانی

جام جهان بین هم که دارید ! سپاس

ا.کمالی

چقدر غافلم چقدر .... دوستت دارم فروز

رضا موسوی

سلام. میگم تو تا حالا وخ کردی سواره چرخوفلک شی؟

غزل الف میم روز

سلام دوست عزیز .... هنوز بوی تو می آید از تمام شبم ملافه ها و پتو ها و بعد رو تختی بهار آمدو تو نامزد شدی با او هنوز هم نگران توام ... تو خوشبختی !؟ خبر چاپ کتاب های غزل پست مدرن و رونمایی آنها در نمایشگاه بین المللی کتاب اردی بهشت امسال 1-پرنده کوچولو نه پرنده نه کوچولو 2-چگونه زرافه را در یخچال بگذاریم 3-توله گرگ ها به مهدکودک می روند 4-یک گفتگوی فمینیستی قبل از پحتن سیب زمینی ها 5- پروانه در بایگانی(ادای دینی به سید مهدی موسوی) شهرام میرزایی و محمد ارثی زاد هم با کتاب هایشان می آیند . با شعر بعد از قرن ها به روزم .... بی تفاوت نباش بیا ... منتظرم...

نسرین

تو چه راحت می توانی آواز کوچه های شهر من باشی نازنین ! خوشحالم که هستی [گل]