...
.
آنقدر که دلام برای تو تنگ میشود
دلتنگِ من میشوی گاهی؟
.
.
هماره ایستاده،
کهن سرو ِ باغ
آرام به خواب میرود
با یک بغل غم ِ رازقی...
.
...
.
لعنت بر تو
رام و آرام نمیشوی
گرگِ هاری
هر زمستان
درونِ سینهام
زوزه میکشی...
.
دلام پود شد...
.
خستهام.
از این پایِ بریدهِ از وطن
دلِ بریدهِ از غربت
خستهام عزیز!
میدانی!؟
...
.
داغی ِ تنات را جا میگذارم
در سرزمین ِ بهشتِ مونتکاتینیترمه* و
بازمیگردم به خانهام که در سرزمینام نیست و
غم سرزمینام را میخورم که در آن خانهام نیست.
.
سهم ِ من از خرداد
انجمادِ تنی بود که دلاش بیش از آنکه به آتش تو گُر گیرد
از اندوهِ ماسیدن ِ خون بر شانههای سیاهی
فروفسرد و خموشید.
.
سهم من از خرداد
یادوراههای جهنم در سرزمینام بود که مرا
از خانهام
از تو
و از بهشت
برید...
.
Montecatini Terme * : شهری زیبا در توسکانی، ایتالیا.
ای عشق
.
تو آن سکر ِ نقاهتِ پیش از
واپسین لحظههای احتضاری
جانم میدهی
ای عشق
برای جان دادن
پس ِ روزهای سختِ بیماری...
دلم فرو آویختهست از خموشی آشفتهات...
.
تا تو بیایی
با خود میبرد این توسن سوسنی
گلهای سرخ دلخوشیام را
از میان سوزنیهای مادر.
.
تا تو بیایی
و به آوازی عاشق کنی
مرگی را که میتازد میان کوچههای شهر...
.
رگ به رگ
.
این رگهی درد
میماند و
میآید
با تو، چون میمانی
با من، چون میروم...
.
قصهگو
.
قصهگوی لبانت بیدارم میدارد چلهنشینیهای خون را...
دیگر سو
خون خامه
.
هرچه دستانم را گره میکنم
باز میچکد از لای انگشتان
دلم
شیدا، روی گرههای فاصله...
.
شهرآشوبِ من
.
خدا مرا با دستان تو آفریده بیگمان،
از این گونه که میروم از دست
چو مینوازیام باز...
.
ر
.
بدرود
+ ()

