شهرآشوبِ من

شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد

 

هراسناک است آن لحظه
که تندیس ِ تو در من فرومی‌ریزد،
شانه‌های ابراهیم
در دل‌ام می‌لرزند...

   + فروز ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

 

یک گوشه از دل‌ام

انگار نیست،

نبوده است سال‌ها

گوشه‌ی کِز کردن این دُردیِ دلتنگی

که می‌چرخد

هر روز

هر لحظه

هر نفس

میانِ سینه‌ام...

   + فروز ; ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + فروز ; ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

...

.

آن‌قدر که دل‌ام برای تو تنگ می‌شود

دلتنگِ من می‌شوی گاهی؟

.

   + فروز ; ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

.

هماره ایستاده،

             کهن سرو ِ باغ

             آرام به خواب می‌رود

با یک بغل غم ِ رازقی...

.

   + فروز ; ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()
← صفحه بعد